تبليغاتX
خلوتکده
گاهی با خودت خلوت کن

کراچی وان

آری من یک کراچی وانم

چیزی که نامش کراچی هست

با خود به هر سو می دوانم

گوشهایم پر است از کنایه های پر درد

اشکی که زچشم دل جاریست

بازهم شکایتی نیست مرا بر زبان

سر بلندم و مغرور و با افتخار

واسطه روزی من، این کراچیست

که در شاهرگهای شهر، می دوانم

شاید سخت گذرد، برمن این حالت،

شکر خدا بر زبانم جاریست!

در جستجوی لقمه حلال نانم،

 این روزگار سخت یاد بود ایام هست

سرنوشت من از تاریخ جدا نیست

آری منهم جزئی از این مردمانم

مسپارید مرا به خزان فراموشی

دل داغدیده ام در ارزوی بهاری است

در هر فصلی من چرخه زندگی را می چرخانم

آری من یک کراچی وانم،

حکایت زندگی انسانی است

چیزی که می دانی و می دانم!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 12:47  توسط رضا بروسلی (اساهی)  | 

 

 

وصال

همنوا شو با باران، ارزو کن

با زلال قطره ها خود را شستشو کن

دیده بگشا، یار را جستجو کن

همراه شر شر باران با او گفتگو کن

بردار می از خم و آداب وضو کن

در خلوت میخانه وصالش را ارزو کن

رضا بورسلی(اساهی)

 

زندگی با عشق

بشکنید تنگ شیشه ای بغض مرا

هق و هق گریه را آزاد کنید

بشکنید این قفس تنگ سینه مرا

احساس را رها زدست صیاد کنید

بشکنید قفل دل زنگ زده مرا

سر به گلستان دلم اباد کنید

بشکنید حصار تنهایی به هم بافته مرا

شور کنید و غوغا زندگی با عشق را فریاد کنید

بشکنید طلسم سیاه کهنه مرا

رسانیدم به ثریا، عمری مرا شاد کنید

 

سراب و رویا

خاطرات آذین به رنگین کمانی از سراب

آویز گوش زمان، گوشواره ای زدروغ ناب

تلقین شیوه عادت برای دیده های خسته و بی خواب

قصه هایی بی سر و پا بنام تاریخ، نوشته در یک کتاب

حقیقت کمرنگ، چهره ها گم شده در ماسک و نقاب

بازار گرم تزویر و ریا، نیست نشانی از حرف حساب

تقدیر با شکوه از عشق و غیرت، در آغوش برهنه قاب

عشق و صداقت، افسوس دگر آرزوست، رویایی در خواب

 

نیمه گمشده

نیمه گمشده ام را پیدا کرده ام

دل دیوانه را به خوب کسی سودا کردم

بعد عمری تازه یافتم معبد عشق را

دل را پاک و خالص زریا کرده ام

پیش از این بودم دیوانه و شوریده ای

اکنون طریقت عشق را پیدا کردم

هرچه دادم به باد فنا بهر عشق

زین خوشتر که خود را پیدا کردم

آزادی رسم دیرینه عاشق بودن است

آزاد کنید دل را، چو من رها کرده ام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:7  توسط رضا بروسلی (اساهی)  | 

چه شیرین و زیباست لبهایی که درود را ادا کرده اند

و ایا این لبها طعم تلخ بدرود را  نیز چشیده اند و یا خواهند چشید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:6  توسط رضا بروسلی (اساهی)  |